آرشیدا جونآرشیدا جون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره

❤✿عشق ما✿❤

مبلای جدید خوشملون!

دیروز من و بابایی رفیتم مبل فروشی های یافت آباد بعد از گشت و گذار و بالا پایین و چک کردن همه مدل ها بلاخره یه مدل خوشگل ونازو خریدیم!  باباجونت برای این که تو دنیا میخوای بیای توی پذیراییو هم نو کرد! دستش درد نکنه! خداروشکر خونمون خوشمل تر میشه! عسیسم حالا اخرای هفته میارن مبلامونو تو خونمون و ان شالا بعدش سیسمونی تو میگیریمو می چینیم و بعد تو میای تو خونمون بازی میکنی بالا پایین میپری من قربونت برم که چقدر منتظر این روزام عزیزم! ان شالا هر چی زودتر بیای پیشمون عزیزم! ...
19 اسفند 1391

اسمات!

سلام عروسک مامان! مامانی! دختر حساس و باهوش و خوشگل مامانی! خوبی عزیزم!  ما که همجوره مواظبتیم اینجا ! خودتم اون تو مراقب خودت باشا! شیطونی کن و سرحال و سالم بیا تو بغل مامانی تا قربونت برم! عروسک خوشمل مامانی! تا حالا یه لیست بلند و بالا از اسمای خوشمل دختر دارم می نویسم اما فعلا از همه بیشتر از 2 تا اسم منو بابایت خوشمون میاد! آریانا و پرنیان! چطوره؟  من که خیلی دوسشون دارم ! اخه بهترین اسمو که خوش اهنگ باشه و زیبا و دوس داشتنی و خوشگل و جذاب باشه دوس دارم برات انتخاب کنم! بهترین هارو همیشه برای بهترینم میخوام! دختر خوشگلم! اوووووووووم! عزیزم بازم میگردم اما نظرمون رو ایناس فعلا!  اینقد میگر...
19 اسفند 1391

نی نی ما یه دختر عروسکه!!!!!

سلام عزیزمامان! عشقم بلاخره پریروز رفتیم سونو منو باباییت! از ساعت 5 تا 7 منتظر بودیم من استرس داشتم  که تو چی هستی خدایا؟ مردم از انتظار بخدا! اخرین نفرم بودیم بلاخره رفتیم تو و فهمیدیم که  تو یه دختری ! اره عزیزم! خدای مهربونم بهم یه فرشته کوچولو  تورو عزیزم عطا کرد! خانوم دکتر مهربون گفت بابایت بیاد جلو مانیتور تا اونم گلمو ببینه بعد همینطور که همه چیزتو چک میکرد می گفت که همه چیزه این خانوم کوچولو سالمه و منو باباییت خدارو شکر کردیم! و بعد همین طور که نگاه میکرد به سونوت گفت تو شبیه بابایی جونتی منو بابا همو نگاه کردیم      ! یعنی قشنگ دخمله باباییا! و گفت خودشم 2 تا د...
17 اسفند 1391

برف زیبای زمستون!

عزیزم تو قدم پرخیر و برکتی داری ! اصلا تو خوده برکتی عروسکم ! دخترم اون شب که رفتیم سونو بارون زیبایی می زد که من گفتم حتی یه اسم برات پیدا شده باران! عالی بود! و امروز صب که شما وقتی باباییت داشت می رفت بیدار شدی و با لگدات و حرکات شیرینت مامانیو بیدار کردی که قربون صدقت رفتم و قربونت برم بیدار شدی که با بابابیت بای بای کنی اره عسلکم؟ از الان خودتو داری برایش لوس میکنی؟؟؟؟ باشه عزیزم هرکاری دوس داری بکن! از عمق وجودم خوشحالم که خدا تو دختر ناز و دوس داشتنیو بهم داده ! عروسکم داشتم می گفتم منو که بیدار کردی حس کردم امروز یکم سردمه و گلوم یکم درد میکنه ! پاشدم و  دیدم وایییییییییییی!!!!!!!!!! چه ب...
17 اسفند 1391

عزیزم!

سلام مامان خوشملم! خوفی عزیزم! میبینم که عشقم داره روز به روز بزرگتر و قویتر میشه و حرکاتش زیادو منظم ! خیلی خوبه عسیسم! مامانی اینجوری قلبش ارومه و خیالش راحته که حالت خوبه ! همین جوری ادامه بده! بزرگ و قوی و سالم باش و ادامه بده ! تا وقتی دنیا بیایی یه نی نی ناز و خوشمل بیاد بغلم قربونت برم الهی ! من میمیرم برای اون روز و تمام ثانیه هارو میشمرم به امیدش!ای خدایا کی تیر میشه که جیگر ما دنیا بیاد ! ما کیف کنیم ! هی! فقط یه سوال دارم که بیقرارشم اونم اینه که پسملمی یا دخملم! که اووووم ........ باشه !!!!!با اینکه خیلی سخته !!!!   اما بازم صبر میکنم عزیزم تو فقط سالم باش ! حالا هر هدیه ای هستی ...
9 اسفند 1391

حس مادری!

خدایا ! خداجونم از عمق وجودم ازت ممنونم که منت سرم گذاشتیو منو لایق دونستی که مادر یه فرشته ی کوچولوت بشمو! و این حس فوق العاده زیبارو درک کنم ! و قول میدم بهترین باشم براش ای بهترین! ممنونم ممنونم! ...
8 اسفند 1391

حس مادري!

  ياد دارم ز پس ان شب باراني، مادرم ميگفت: تا نشوي مادر حس انرا تو نداني و تو هرگز نتواني فهميد لذت درد وصال اي پسرم   و چه كودكانه پرسيدم من : كه چرا بهشت زير پاي توست؟   ياد دارم كه چقدر او خنديد   سپس او گفت: بهشت هديه اي بود از خدا بر من، وقتي تو را در دل داشت م بهشت در دستانم بود و تو در جانم وروزي كه تو چشم به اين دنيا گشودي،بهشت را با تمام بزرگي بر زمين نهادم و تورا عاشقانه در اغوش كشيدم پسرم اري، براي همين است كه ميگويند: بهشت زير پاي مادران است   ...
8 اسفند 1391

مادر!!!!!

    ما در ای والاترین رویا ی عشق   ما در ای دلوا پس فردای عشق   ما در ای غمخوار بی همتا ی من   اولین و آخرین معنای عشق   زندگی بی تو سراسر محنت است   زیر پای توست تنها جای عشق     بقیه رو در ادامه مطلب بخونید!     ما در ای والاترین رویا ی عشق                                            ما...
8 اسفند 1391

اولین تکونت عزیزمممممممممم!

سلام مامان خوشملم! عزیزم! الان که دارم اینو مینویسم برات همین الان در تاریخ 6/12/91  که شما 20 هفته و 1 روزته لگد زدی اونم یکی نه چن تا که من احساسش کردم و براحتی فهمیدمش وای اینقد خوشحالو ارومم کردی که اشکام بند نمیومد  !مرسی عزیز دلم ! مرسی که بلاخره گلمو جواب دادی و انتظارمو تموم کردی وا خدا جونم مرسی خیلی حس ماهیه پاشو میزنه انگار یه دنیاس که تو وجوده منه! عزیزکم اونجا داری بازی  میکنی! قربونت برم مامانم مرسی عشقم ! دیشب و دیروز در واقع 3 روزه زیر دلم درد میکرد من نگران بودم برای درد که نکنه بند نافت باهاش مشکل داری اما  حوله گذاشتم حرکت کردی همین جوری! الانم چن بار پاتو تکون دادی عزیز دلم...
8 اسفند 1391